تبلیغات
انقلابی - روز شمار
یکشنبه 27 فروردین 1391

روز شمار

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :فـــاطــمــه زهــــرا ،

از 28 صفر تا 6جمادی الثانی

آغاز با رحلت جانسوز پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله. اما بنابر قولی حضرت با زهری که یک زن یهودی در راه بازگشت از جنگ تبوک که در داخل گوشت ریخته بود به شهادت رسیدند و قولی دیگر نیز وجود دارد و آن اینکه حضرت بوسیله ی سمی که عایشه(دختر اولی) و حفصه(دختر دومی) خورانده بودند شهید شده اند.

پیامبر قبل از شهادتشان وصیت نامه ای به امیر المومنین تحویل دادند که در آن به تمام وقایع پس از ایشان اشاره شده و همچنین از حضرت خواسته شده بود که تا 3 روز از خانه بیرون نیایند و قرآن را جمع آوری نمایند.

امیر المومنین بدن مطهر پیامبر را غسل داده و بر جنازه ایشان نماز خوانده سپس به مسجد روانه شده و مردمی را که در آنجا بودند را برای نماز خواندن بدون امام و فرادی صدا زدند که عده ی زیادی آمدند و سریع نماز را خوانده و خارج میشدند. در نیمه شب اول ربیع امیر مومنان بدن پیامبر را در همانجایی که دار فانی را وداع گفته بودند دفن نمودند.

هجوم به خانه وحی آغاز می گردد.که در آن شب بنابر اینکه امیر مومنان قسم خورده بود که به وصیت پیامبر مبنی بر جمع آوری قرآن عمل نماید هجوم کنندگان بدون هیچ واکنشی برگشتند. ولی این تمام ماجرا نبود بلکه پس از هفت روز از دفن پیامبر بود و علت این هجوم جمع عده ای از مخالفان بیعت در خانه ایشان بود که در آن زبیر که شمشیر خود را برای کشتن دومی بیرون آورد، شمشیر از دستش گرفته شده و با ضربه ای توسط ملعون شکسته شد.

اما غائله به اینجا نیز ختم نشد و پس از چندی دوباره به خانه هجوم آوردن که اینبار دست خالی نبودند بلکه هر کدام آتیشی در دست داشتند که با آن در خانه را به آتش کشیده و...
از این روز به بعد بود که دردها و غم های شیعیان آغاز گردید. از این روز لعن ها آغاز گردید. از این روز به بعد ناراحتی فاطمه از عده ای آغاز گردید. از این روز به بعد گلایه ها از پدر آغاز گردید. از این روز به بعد غصب ها آغاز گردید...
روضه نگویم ولی از این روز به بعد درد...آغاز گردید.

امروزه چند قول در مورد شهادت بانوی دو عالم وجود دارد که قول مورد قبول ما 95 روز پس از شهادت حضرت ختمی مرتبت اتفاق افتاد. اما قبل از شهادتشان، ایشان پیراهن ابراهیم خلیل الله را به دختر خود، ام المصائب، زینب کبری دادند و به آن بانو فرمودن که هر وقت حسین علیه السلام آنرا از تو در خواست کرد بدان که دیگر وقت خداحافظی است و بدست اولاد زنا و در بدترین شرایط به شهادت خواهد رسید...


اما 95 روز از 28 صفر گذشت و مدینه طوری شد که انگار باز پیامبر به شهادت رسیده. پیرو جوان و زن و مرد به شیون و زاری پرداختند و باز وصیتی دیگر بر دوش علی. دفعه قبل از طرف پدر اینبار و پس از سه ماه از طرف دختر.
علی جان مرا از روی پیران غسل بده و مگذار اولی و دومی بر سر جنازه ام نماز بخوانند و امثال عایشه را بر بالینم راه مده و مرا شبانه دفن کن تا احدی از محل دفنم با خبر نشود...

علی علیه السلام مثل دفعه قبل تمام وصیت را بدون هیچ کم وکاستی انجام داد ولی از آن پس رنج ها و دردهای علی تازه شروع میشود.


دفن شبانه


صاعقه
دوشنبه 28 فروردین 1391 04:22 ب.ظ
من نمیخوام ببینی یاعلی رخسار نیلی......
هم نبینی زخم پهلو هم نبینی جای سیلی........
یازهرا....

التماس دعا...یامهدی*


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.