تبلیغات
انقلابی - مناظره بغداد4
جمعه 12 خرداد 1391

مناظره بغداد4

   نوشته شده توسط: M A S A    

.

.

.

جبر واختیار


علوی بحث جبر را پیش کشید و به عباسی گفت: یکی از انحراف ها و معتقدات باطل شما اهل سنت این است که می گویید: خدا مردم را بر انجام گناهان و محرمات مجبور می کند و سپس آنها را عقاب می نماید.

عباسی: این مطلب صحیح است؛ چون خداوند در قرآن می گوید:

«من یظلل الله...»

«هرکس را خدا گمراه نماید.»

ونیز:

«طبع الله علی قلوبهم»

«خداوند بر دلهای آنها مهر زد.»

علوی: اما اینکه می گویی در قرآن هست، جوابش این است که قرآن، مجاز و کنایه دارد که باید آنها را شناخت و طبق آن، آیه ر معنی کرد؛ بنابراین، منظور از ضلالت، این است که خداوند انسان شقی را به حال خود وا می گذارد تا به گمراهی گراید و این گفته، مثل این است که می گوییم:«حکومت مردم را فاسد کرد.» معنای این جمله اینست که آنها را به حال خود رها نموده و به آنها توجه نکرد؛ این جواب اول.

دوم: مگر این سخن خداوند را نشنیده ای که می فرماید:

«إنّ الله لا یأمر بالفحشاء»؛ خداوند به فحشا امر نمی کند و نیز:«إنّا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفوراً»؛ ما راه را به او نشان دادیم یا شاکر خواهد یا ناسپاس و:«و هدیناه النجدین»؛ و هردو راه خیر وشر را به او نمودیم.

بنابر این، با بودن این آیات روشن، باید آن آیات را به گونه ای معنی کنیم که با اینها منافات نداشته باشد.

سوم اینکه عقلا جایز نیست که خداوند، مردم را به معصیت وادار نماید و سپس آنها را به خاطر آن معصیت، مجازات نماید. این عمل از مردمان عادی بعید است، پس چگونه از خداوند عادل متعال چنین عملی سر میزند. او منزه و بسی برتر از آنچه مشرکان و ستمگران گویند.

ملک شاه به سخن آمد وگفت: هرگز، هرگز! امکان ندارد ککه خداوند انسان را بر معصیتی وادار نماید آنگاه او را مجازات کند. این عین ظلم است و خداوند از ظلم و فساد منزه است.

«و أنّ الله لیس بظلام للعبید»

«وخداوند هرگز به بندگان خود ستم نمی کند.»

اما من گمان نمی کنم که اهل سنت به گفته های عباسی ملتزم باشند، آنگاه رو به وزیر کرد و پرسید:آیا اهل سنت به این گفته ها اعتقاد دارند؟

وزیر: آری! مشهور بین اهل سنت همین است.

ملک شاه: چگونه قائل به چیزی هستند که مخالف عقل است؟

وزیر: آنها دارای توجیه و استدلال هستند.

ملک شاه: هرچه توجیه واستدلال کنند نامعقول است و من چیزی جز رای علوی را قبول ندارم که می گوید: خداوند کسی را به کفر و گناه مجبور نمی کند.

علوی بحث دیگری را پیش کشید و به عباسی گفت: اهل سنت می گویند که رسول خدا صلی الله علیه و آله در نبوت خود شک داشت.

عباسی: این دروغی آشکار است.

علوی: مگر شما در کتابهایتان روایت نکرده اید که پیامبر فرمود:

« ما أبطأ علیّ جبرئیل مرّة إلا و ظننت أنّه نزل علی بن خطاب»

«هیچ گاه جبرئیل برای آمدن من تاخیر نکرد مگر آنکه گمان کردم بر عمر بن خطاب نازل شده است»

با اینکه می دانیم آیات بسیاری دلالت دارد که خداوند از پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله بر نبوتش پیمان گرفته است؟

ملک شاه که از شنیدن این حدیث در شگفت شد، رو به وزیر کردو گفت: آیا این گفته علوی که این حدیث در کتابهای اهل سنت وجود دارد، صحیح است؟

وزیر: آری! در بعضی کتابها وجود دارد.

ملک شاه: این عین کفر است.

علوی مطلب دیگری را مطرح کرد و به عباسی گفت: اهل سنت در کتابهای خود نقل کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله عایشه را بر شانه های خود نشانده بود تا با تماشای طبل زنان و شیپورزنان تفریح نماید. آیا این مطلب شایسته مقام پیامبر و جایگاه والای اوست؟

عباسی: اینها ضرری ندارد.

علوی: آیا تو که مردی عادی هستی چنین می کنی؟ آیا حاضر هستی همسرت را بر شانه هایت بنشانی تا به تماشای مطرب ها و طبل زنان بپردازد و از آن لذت ببد؟

ملک شاه: کسی که در پایین ترین مرتبه حیا و غیرت با شد به این عمل راضی نمی گردد تا چه رسد به پیامبر که الگوی حیا و غیرت و ایمان است. آیا صحیح است که این مطلب در کتابهای اهل سنت وجود دارد؟

وزیر: آری! در بعضی از کتابها وجود دارد.

ملک شاه: چگونه به پیامبری ایمان داشته باشیم که در نبوتش شک دارد؟

عباسی: این روایت را باید تاویل و توجیه نمود.

علوی: آیا این روایت قابل تاویل و توجیه است؟ ای پادشاه! آبا متوجه شدی که اهل سنت به این مطالب باطل و خرافات معتقدند.

عباسی: منظور تو از مطالب باطل و خرافات چیست؟

علوی: قبلا گفتم که شما می گویید:

خداوند همانند انسان ، دارای دست، پا، حرکت و سکون است.

قرآن، تحریف و کم وزیاد شده است.

رسول خدا کاری را انجام می دهد که حتی مردم عادی هم انجام نمی دهند؛ از قبیل نشانیدن عایشه بر شانه هایش.

پیامبر در نبوت خود شک کرد.

کسانی که پیش از علی بن ابی طالب علیه السلام به حکومت رسیدند، برای اثبات حکومت خود، به شمشیر و زور متکی بودند ومشروعیتی ندارند.

کتابهایتان از ابوهریره و امثال او از جعل کنندگان و سازندگان حدیث، روایت نقل کرده اند.

ملک شاه: این موضوع را وا کذارید و به مطلب دیگری بپردازید.

.

.

.

باز هم احسنت به این شیعیان باهوش و علوی که اینطور حق را از باطل سوا می کنند.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.