تبلیغات
انقلابی - مطالب آبان 1392
پنجشنبه 9 آبان 1392

دلتنگی!!!

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :سید الشهداء ،

اولین سال دوری!!!

آخ چقدر زجری میکشد...

من که فقط سه بار اونم هربار پنج یا شش روز بودم اینهمه دلتنگم...

حالا اونکه چندین سال اونجا بوده چی؟؟؟



وای وای وای!!!

اما خوش بحال یکی دیگه...

چه سعادتی...

سالها در این مکان...

با ارباب...

در حرم ارباب...

بهترین جای کره خاکی...

در خدمت زوار...



یکشنبه 5 آبان 1392

عزت نفس یا عدم شکنجه!!!

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :انسان شناسی ،سبک زندگی ،حب الراحت ،اصطلاحات ،انقلابی ،شهدا ،روزانه ،

موضوعی بهتر از این نتونستم پیدا کنم...

تو کتاب حکایت زمستان در یه فصلی از آن آزاده بزرگوار به علت کاری که کرده بود(دقیقا یادم نیست و کتاب خودم هم نبوده تا خود متن رو بذارم به محض اینکه کتاب دستم اومد متن رو میذارم...) کنار چند نفر دیگه از اسیران میره، میبینه که کفشهای کثیف بعثی های کثیف رو به دندون گرفته ان.

عصبانی میشه و کفش ها رو از دهن اسرا میگیره و پرت میکنه به طرف بعثی ها و هر شکنجه ای میکنن نمیتونن کفش ها رو تو دهنش بذارن...

اسرا برای اینکه از دست شکنجه ها فرار کنن کفش تو دهنشون میذارن و لی هرکاری میکنن عباس خان حسین مردی قبول نمیکنه...

میگه عزت نفس من بالاتر از اینه که برای فرار از شکنجه اینکارا رو بکنم!!!

الان ما به چه روزی افتادیم که برای اینکه شکممون سیر شه عزتمون رو زیر پا میذاریم و میخواهیم با این سگها که هیچی سرشون نمیشه مذاکره کنیم و آخر سر هم دست از پا دراز تر برمیگردیم.

چطور میتونیم جواب این شهدا و آزاده ها و جانبازان رو بدیم با این طرز فکرمون...

بابا قرآن صراحتا میگه:«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَدٍ»

انسان در سختی آفریده شده و هرکاری هم بکنی این سختی تمومی نداره...

اگه قرار بر راحت زندگی کرن بود که امامان ما از همه لایقتر برا راحتی بودند...