تبلیغات
انقلابی - مطالب امـام شـــــناسی
شنبه 25 بهمن 1393

دلم تنگه ولی توفیق ندارم!!! چه کنم؟؟؟

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :امـام شـــــناسی ،سبک زندگی ،حب الراحت ،انقلابی ،

الان حدود چهارده پانزده ماهه که توفیق زیارت به حرم باصفای عالم آل محمد رو ندارم...

نمی دونم چه گناهی ازم سر زده که این همه دوری برام اتفاقی افتاده...

قبلا خیلی راحت تر و بدون هیچ مقدمه و ماخره ای بار سفر می بستم و سریع یک روزه، دو روزه، و گاها حتی چند ساعته می رفتم و بر می گشتم...

ولی چند باری هر کاری کردم نشد که نشد...

قلم پاهامو  شکسته که نزدیک نشم...

دفعه آخر هم که رفتم برای شستشو و تنظیف اطراف ضریح رو بسته بودن که باز نتونستم برم برا عرض ارادت...

از شما دوستان عزیز تقاضا میکنم که برام دعا کنید تا حضرت یه بار برا پابوسی بطلبه...

شما را بخدا دعام کنید!!!


چهارشنبه 3 مهر 1392

کوفی هستیم یانه؟؟؟!!!

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :سبک زندگی ،حضــرت مـاه ،مهدویت ،انقلابی ،امـام شـــــناسی ،روزانه ،

مارو مسخره کرده یا خودشو...

مذاکره ممنوع حالا نرمش...

معلوم نیس داره چیکار میکنه...

این مهمترین امتحانی شاید باشه که نشون بدیم کوفی هستیم یانه؟؟؟!!!

درسته که وضع خیلی عوض نشده و موضع در باطن اصلا عوض نشده ولی خیلی ها هستن که قبلا سرشون می رفت حرف ولی بود حرفشون...

ولی بعد از این اصطلاحی که حضرت آقا فرمودن کاسه داغتر از آش شدن...

قرار نشد مگه این دوره یعنی دوره غیبت محل تمرین ما باشه...

قرار نشد مگه از نائبش حمایت کنیم حرف رو حرفش نزنیم تا بتونیم همین رفتارهارو مقابل حضرت نیز داشته باشیم...

تو زمان ائمه مردمی که ما به اونا جاهل میگیم حداقل طوری بودن که حرف رئیس قبیله شون، حرف همه بود...

هرچی رئیس میگفت همون بود و کسی اعتراضی نداشت...

حالا ما یه رهبر و رئیس داریم اونوقت اینطوری میکنیم
...

شاید این هم از باب صلح حسنی باشه...

مگه امام حسن حکم جهاد نداد بعد صلح کرد...

مقایسه نمی کنم ولی بالاخره نائب
امام زمانه (از نوع عامش)  و حداقل حداقلش پنجاه ساله که تو سیاسته و بیست و چند ساله رهبری کشورمون تو دستاشه...

هرچی باشه از منی که حتی امام خمینی رو ندیدم بهتر از سیاست سرش میشه...

اگه با این حرفِ آقا و حتی تصمیم های بعدی -اگرچه بخواد با امریکا مذاکره کنه- حتی ذره ای هم شک تو دلمون ایجاد نشد، بدونیم که به یه جاهایی شاید برسیم وگرنه بازم باید آب در هاون کوبید...



اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان


دوشنبه 3 تیر 1392

ولایت، رکن توحید

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :انقلابی ،امـام شـــــناسی ،

درک مقام توحید

عالم برای این آفریده شده که انسان به مقام درک توحید برسد. به تعبیری تسلیم خدای متعال باشد و این تسلیم هم تا مرز رضا ادامه می­یابد؛ یعنی اراده او، محل اراده‌ حضرت حق و راضی به مشیّت او باشد. مرتبه تام این مقام، مخصوص چهارده نور پاک است که با تمام وجود غرق در ولایت خدای متعال و راضی به تقدیر الهی بودند. لذا، نقطه مشیّت خدای متعال هم شدند: برای همه مخلوقات، از انسان گرفته تا ملائکه و انبیای اولوالعزم، درک مقام توحید ممکن نیست الا با تولّی به ولایت. در پذیرش این ولایت است که همه مخلوقات، حتی انبیای اولوالعزم به کمال می­رسند.

ولایت، رکن توحید

 ولایت، رکن توحید است. بزرگان تعبیری در این زمینه دارند که ائمه ارکان توحید الهی هستند. از این رو، ولایت آن‏ها مقوّم توحید است. آن‏هایی که از مقام ولایت جدا شدند و به مقام عبادت نرسیدند، کسانی‌ هستند که از اولیای خدا فاصله گرفتند و با اولیای خدا درگیر شدند. خدای متعال به هر کسی بخواهد غضب بکند، غضبش از طریق غضب ائمه است. اگر بخواهد رحمت بفرستد، از طریق رحمت آن‏ها واقع می‌شود. «السلام علی نعمت الله علی الابرار و نقمته علی الفجار»[1].

 آن‏هایی که با اولیای ‌خدا درگیر می‌شدند، با خدای متعال درگیر بودند. برای رسیدن به قرب، آنچه لازم است، این­ است که انسان همسفر اولیای خدا باشد.

قلب سلیم، ظرف ولایت

خدای متعال می‌فرماید: «یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من عطی الله بقلب سلیم»[2]. در روز قیامت هیچ کسی از مال و فرزند بهره‌مند نمی‌شود الا کسی که قلب سلیم دارد. حضرت قلب سلیم را چنین معنا می‌کنند؛ قلبی است که چیزی جز رضای خدای متعال در آن نیست، قلبی که فقط جای خدای متعال است. انسانی که همه نعمت‌هایی که به او می‌دهند، در راه خدای متعال خرج می‌کند، از نعمت‌ها بهره‌مند می‌شود.

در بعضی روایات می­خوانیم: «نحن وجه الله»[3]. وجه، جهت عمل است. اگر جهت عمل به سمت خدا بود، عمل می‌ماند. اگر به سمت خدا نبود، باقی نمی‌ماند. لذا همه سرمایه‌هایی که بندگان خدا دارند، سرمایه‌ هالک است الا سرمایه‌هایی که در راه خدا خرج می‌شود. اگر ظرفیت انسان به اندازه دنیا خلق شده بود، هیچ­گاه او را دعوت به زهد نمی‌کردند. انسان باید به خدای متعال برسد و این با تعلق به دنیا ممکن نیست. زهد، مقدمه فراغت قلب است. برای اینکه انسان به آخرت متصل شود.

حقیقت زهد

زهد از تجلیات نبی اکرم(ص) است. هر کجا زهد هست، جلوه‌ای از نورانیتی است که خدای متعال به عنوان یکی از جنود و لشکریان حضرت به ایشان عطا کرده است. حقیقت زهد، زهد حضرت است. اگر بقیه مؤمنین زهدی دارند، جلوه­ای از زهد اوست. حضرت فرمودند: جنود عقل، جز در وجود انبیا و ملائکه مقرب و مؤمنین ممتحن محقق نمی‌شود.

در روایات نورانی، خدای متعال می‌فرماید: « فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام»[4]. هدایت با شرح صدر آغاز می‌شود. نبی اکرم(ص) فرمودند: نوری است که در قلب مؤمن واقع می‌شود. از حضرت پرسیدند: این نور علامتی هم دارد؟ حضرت سه علامت فرمودند که به زهد ختم می‌شود. «التجافی عن دار الغرور و الانابه الی دار الخلود و الاستعداد للموت قبل حلول الفوت»[5]. علامت آن این است که دل جدا می­شود و حالت پرواز پدید می­آید و انسان متوجه ­دار خلود می‌شود و سیر معنوی شکل می‌گیرد. این نورانیت و فراغت است که تأثیر بر مبدأ میل انسان می‌گذارد و مبدأ میل انسان را به طور کلی متحول می‌کند.

نوع ابتهاج انسان زاهد با انسان‌های دیگر فرق می‌کند؛ چون بنیان لذت، صفات انسان است. انسان کریم از بخشش لذت می‌برد. انسان سخیّ از جمع آوری و زراندوزی لذت می‌‌برد. ریشه ‌لذت‌ها در صفات حمیده یا رذیله است. مؤمن فارغ، همه لذت­هایش لذت معنوی و نورانی است. زهد به معنای بیگاری نیست، ولی اشتغالش ناشی از یک انس و لذت دیگری است. سرآغاز حرکت انسان است. انسان با زهد آماده می‌شود تا ایمان را بچشد.

امام فرمود: «حرام علی قلوبکم ان تعرف حلاوه الایمان حتی تزهد فی الدنیا فرمود ان قلب المومن اذا تخلی من الدنیا سماء ووجد حلاوه حب الله و کان عند الناس قد خولط بلی حب الله»[6].

در روایت دیگری، جابر از امام صادق(ع) پرسیدند: «یابن رسول الله جعلت فداک ما حزن قلبک ما شغلک»[7]. فرمود: «یا جابر من دخل قلبه صافی خالص دین الله شغل قلبه عما سواه»[8]. فرمود: «یا جابر مالدنیا و ما عسی عن تکون الدنیا طعام اکلته او شراب شربته او امرأه عصبته هل هی طعام الا طعام اکلته»[9]. باید از دنیا بزرگتر بود. سرآغاز همراهی با سیدالشهدا هم در این نکته است. مقدمه حرکت به سمت خدای متعال، نگاه جامع به دنیا و نگاه واسع به آن است. مؤمن باید یک سلسله بصیرت‌هایی پیدا کند تا از دنیا فارغ شود. این موارد سبب می‌شود که انسان از دنیا بزرگ­تر باشد.

                                                             

حجه السلام میر باقری

 



[1]. بحارالانوار ، ج 97 ، ص305

[2]. مصبا الشریعه ، ص 53

[3]. التوحید (للصدوق) ، ص150

[4]. الکافی ، ج 1 ، ص166

[5]. مکارم الاخلاق ، ص447

[6]. الکافی ، ج2 ، ص128

[7]. الکافی ، ج2 ،ص132

[8]. الکافی ، ج2 ،ص133

[9]. همان


دوشنبه 4 دی 1391

حدیث ثقلین

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :امـام شـــــناسی ،مهدویت ،انقلابی ،

 

حدیث ثقلین دلیلی بسیار گویا و پر مفهوم بر عصمت، افضلیت و همسنگی اهل بیت علیهم السلام با قرآن است.

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به طور مكرر در مكانهای متفاوت بیانهای گوناگون این حدیث را به زبان آوردند و بسیاری از اصحاب آنرا نقل كردند و بین شیعه و اهل سنت از متواترات قطعی الصدور می باشد. از آن جمله در 12 ذی الحجه در مسجد خیف تكرار شده است. متن حدیث این گونه است:« یا ایها الناس انی تارك فیكم الثقلین ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا، كتاب الله و عترتی اهل بتی فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض،( فلا تقدموهما فتهلكوا)بصائر الدرجات ج1،ص413

یعنی ای مردم من از بین شما رحلت خوتاهم كرد و برای شما دو گوهر گرانبها باقی خواهم گذاشت كه اگر به آندو چنگ بزنید و آنرا رها نكنید هرگز گمراه نخواهید شد یكی قرآن است و دوم اهل بیت من و بدانید كه تا روز قیامت از هم جدا نخواهند شد تا در كنار حوض كوثر مرا ملاقات كنند(پس بر آنها سبقت نگیرید كه هلاك خواهید شد.)

 

استدلال به حدیث ثقلین برای اثبات حقانیت عقائد شیعه

1.      همانگونه كه تبعیت از قرآن واجب است تمسك و تبعیت از اهل بیت علیهم السلام واجب است.

2.      نیز شعار «شعار حسبنا كتاب الله» (كه دومی در زمان شهادت پیامبر این حرف را زد) خلاف سخن پیامبر و تقدیر الهی است و سبب گمراهی می شود، چون كه قرآن بدون اهل بیت علیهم السلام؛ قرآن منهای قرآن است.

3.      كلمه ثقلین نشان از جایگاه بسیار عظیم اهل بیت علیهم السلام دارد.

4.      جداشدن از اهل بیت علیهم السلام موجب ضلالت است حتی اگر یك لحظه باشد و تمسك به آنها موجب هدایت می باشد.

5.      تا زمانی كه قرآن در بین مردم هست امام معصوم نیز در بین مردم است چون كه پیامبر اكرم صلوات الله علیه و آله فرمودند لن یفترقا. پس حدیث ثقلین دلالت واضح بر وجود وحضور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در هر عصری دارد.

6.      همانگونه كه قرآن معصوم است و باید كاملا از او تبعیت كرد اهل بیت هم معصومند و باید كاملا از آنها تبعیت كرد.

7.      همانگونه كه احادیث ساختگی با ملاك قرآن شناخته می شود اصحاب منافق و ظاهر الصلاح نیز با ملاك اهل بیت علیهم السلام شناخته می شوند.

8.      حدیث ثقلین دلالت بر اعلمیت و افضلیت اهل بیت علیهم السلام نسبت به دیگران و اعلمیت و افضلیت قرآن نسبت به كتب دیگر دارد. یعنی همانگونه كه قرآن اعلم و افضل از كتب دیگر است اهل بیت علیهم السلام هم اعلم و افضل از دیگران هستند.

9.      همانگونه كه نباید از قرآن جلو افتاد و یا رأی خود را برآن تحمیل كرد از اهل بیت علیهم السلام هم نباید سبقت گرفت. در بعضی از نقل ها آمده:«فلا تقدموهما فتهلكوا»(اثبات الهدی،ج2ص320)مقدم بر آندو نشوید كه هلاك میشوید.

10.  قرآن جدا كننده حق از باطل است و اهل بیت علیهم السلام نیز میزان شناخت مومن از كافر.

11.  چون پیامبر صلی الله علیه و آله به طور مطلق دستور تبعیت از اهل بیت علیهم السلام را دارند پس این سخن دلیل بر عصمت اهل بیت علیهم السلام است چرا كه تبعیت از خطاكار، مخالف امر الهی است پس پیامبر صلی الله علیه وآله امر به مخالفت با خدا نمی كند.

12.  همانگونه كه قرآن «لا ریب فیه» است و شكی در آن نیست به اهل بیت علیهم السلام نیز نباید شك كرد.

13.  اگر جن و انس جمع شوند مثل قرآن نمی توانند بیاورند و اگر جن و انس جمع شوند، مانند اهل بیت علیهم السلام نمی توانند بیاورند.

14.  به تاخیر انداختن خلافت امیر المومنین علیه السلام بعد از رسول اكرم صلی الله علیه وآله یعنی جدا كردن امیر المومنین علیه السلام از قرآن و این نشدنی است.

15.  همانطور كه قرآن ظاهر وباطن دارد، اهل بیت علیهم السلام نیز هم ظاهر و هم باطن دارند، اگر كسی خلافت ظاهری آنان را نپذیرفت خلافت باطنی پابرجاست.


جمعه 22 اردیبهشت 1391

ملعون

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :امـام شـــــناسی ،انقلابی ،

اسم نحسش را نمی خواهم در اینجا که فقط اسم ائمه و شهدا است بیاورم

اینگونه افراد مسلما باید سر مشقشونو از اون کشیش ملعون که قرآن رو به آتش کشید اونم نه یک بار بلکه چند بار گرفتن.

شعر خواندنش که هیچ میاد توجیه هم میکنه که آن امام بزرگوار امام دهم شیعیان امام علی بن محمد النقی الناصح الامین نسبت به سایر امامان شوخ تر بوده و از سر شوخی کردن با ایشان اینها را گفته...

حالا اونایی که قبلا شعراشو گوش میدادن و هر روزی که آلبومش تو سایت می اومد دانلود میکردن بدونن که شروع با اون شعرای مبتذل پایان این چنینی هم خواهد داشت.

خدایا امامت را برسان تا بدانند که آخرین ذخیره ات خواب نیست...


سه شنبه 4 بهمن 1390

سیره عبادی امام رضا علیه السلام

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :امـام شـــــناسی ،

عنایت به عبادت و وقت نهادن برای عبدت ها و اذکار و ادعیه ی خاص در شبانه روز، یکی از برنامه های اهل بیت علیهم السلام بوده است که هرگز با وجود مراجعات مردم، تدریس و اشتغالات و گرفتاریهای گوناگون از آن غافل نبوده اند و این درس بزرگی است برای پیروان ایشان.
   اینک به پاره ای از سیره ی عبادی حضرت رضا می پردازیم.
  1. بعد از نماز صبح به سجده می رفت و تا طلوع آفتاب در سجده بود.
  2. گاهی که فرصت و فراعتی بود در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند.
  3. بعد از نماز همیشه سجده شکر بجا می آورد.
  4. چنان با قرآن مانوس بود که تمام سخن و پاسخ و مثالهای او قرآنی بود.
  5. در هرسه روز، یک ختم قرآن می کرد و می فرمود اگر بخواهم در کمتر از این ختم می کنم، ولی به هر آیه ای می رسم تامل می کنم که در کجا ودر چه زمانی نازل شده است.
  6. خوابش در شب اندک بود و بیشتر شبها را شب زنده داری می کرد.
  7. بسیار روزه می گرفت و روزه سه روز در ماه ترک نمی شد.
  8. در دعاهای خویش اول صلوات می فرستاد و ذکر صلوات را در نماز و غیر نماز بسیار می گفت.
  9. شب در بستر، قرآن می خواند و چون به آیه ی بهشت و جهنم می رسید بسیار می گریست.
  10. همه اوقات به ذکر خدا مشغول بود و بیش از همه از خدا واهمه داشت.


یکشنبه 18 دی 1390

معرفت امام، بهترین راه مسلمان مردن

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :امـام شـــــناسی ،

مسلمان از دنیا رفتن، از وصایای مشترک انبیا و اولیای الهی است، چنانکه به بیان قرآن کریم حضرت یعقوب علیه السلام به فرزندانش وصیت نمود:«یا بُنَیَّ اِنَّ اللهَ اصطَفی لَکُمُ الدّینَ فَلا تَموتُنَّ اِلّا وَ اَنتُم مُسلِمون» سوره بقره 132 ؛ هرگز مرگ را به گونه ای دیگر برخود روا مدارید و نامسلمان نمیرید؛ و یوسف علیه السلام نیز آن هنگام که مالک مصر بود و تمام قدرتهای آن روز را در اختیار داشت به خدای سبحان عرض کرد خدایا: مِلک و مُلک را به من و دیگران مرحمت فرموده ای، توفیقی عطا کن تا به وصیت حضرت یعقوب عمل شود و مسلمان بمیرم.
چون قرآن زندگی کافرانه را با مرگ مساوی می داند و حیات مومنانه را زندگانی حقیقی می شمارد، پس مسلمان واقعی زیستن و مردن، که به معنای حیات حقیقی داشتن است تنها در گرو شناخت ولی خدا و امام هر عصر و نیز پیروی از اوست.