دوشنبه 26 فروردین 1392

چند سوال خوب و جواب های خوبتر!!!

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :انقلابی ،مهدویت ،حجاب ،

سلام خدمت دوستان عزیز و بازدید کنند گان گرامی

این فایلی که میبینید کاملا مفید و قابل استفاده و البته کوتاه و کم حجم

خواهشا از دست ندهید...



برای دانلود فایل مورد نظر
اینجا کلیک کنید...


چهارشنبه 29 آذر 1391

برای خواهران بزرگوار

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :انسان شناسی ،حجاب ،انقلابی ،

سیمای همسر فرعون در قرآن كریم( كه واقعا می تواند برای هر دختری الگوی مناسبی باشد:

1.    محیط زده نبوده و جامعه شخصیت او را نساخته بود. او با مطق در برابر ر‍ژیمی فاسد ایستاد.

2.    زرق و برق زده نبود و به تمام مظاهر دنیوی پشت كرد، و از كاخ و رفاه و مادیات گذشت.

3.    فضای سكوت و خفقان را شكست.

4.    صبور بود و زیر شكنجه جان داد و شهید شد ولی از راه و مكتبش دست بر نداشت.

5.    حامی رهبر معصوم زمان خود، حضرت موسی بود.

6.    بلند همت بود. او به كمتر از بهشت و قرب خدا قانع نبود.

7.    شهامت داشت و تهدیدات فرعون در او اثر نگذاشت.

8.    رضای خالق را بر رضای خلق مقدم داشت.

9.    منطق و عقل و وحی را بر مسایل خانوادگی ترجیح می داد.

10.    با نهی از منكر خود كه گفت:«لاتقتلوه»(قصص،9) موسی را در كودكی از مرگ نجات داد.

همسر فرعون ثابت كرد بسیاری از شعارهایی كه در طول زمان، جزء فرهنگ مردم شده، غلط است و باید آنرا عوض كرد:

·        میگویند: خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو؛ اما او گفت: من هم رنگ جماعت نمی شوم و رسوا هم نمی شوم(می توان گفت یكی از مصداق های آن همین نوع پوشش و نوع ارتباط با نامحرم و... است)

·        می گویند: یك دست صدا ندارد؛ اما او ثابت كرد كه یك نفر نیز می تواند موج ایجاد كند.(مثلا مقابله با استاد چشم چران و...)

·        می گویند: زن شخصیت مستقل ندارد؛ اما او ثابت كرد زن در انتخاب راه مستقل است.(با چه كسی ازدواج كند و یا نه، چه رشته ای انتخاب كند و ...)

·        می گویند: با مشت نمی شود به جنگ درفش رفت؛ اما او ثابت كرد حق ماندنی است و اگر مشت روی آهن اثر ندارد، روی افكار عمومی در تاریخ اثر دارد.(مقابله با درخواست های مردان هوسران و چشم چران و ... كه با اینكه زور آنها بیشتر ولی با مشت میتوان آنها را سرنگون كرد...)

·        می گویند: با یك گل بهار نمی شود؛ اما او ثابت كرد اگر خدا بخواهد با یك گل هم بهار می شود.

·        می گویند: فلانی نمك خورد و نمك گیر شد، همسر فرعون نان و نمك فرعون را خورد ولی از عقیده او متنفر بود و می گفت:«نجّنی من فرعون» خدایا! مرا از فرعون نجات بده.

 

پس می توان در بدترین شرایط ممكن بود و از شخصیت و ارزش خود دفاع كرد و به كسی حتی یك ذره هم باج نداد...

امیدوارم موفق باشید...

 

(برگزیده از آیات و روایاتی كه در تفسیر نور آمده و جمع آوری شده است)


چهارشنبه 24 اسفند 1390

زنان جهنمی

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :حجاب ،

امیر المومنین علی علیه السلام می فرماید:
من و فاطمه سلام الله علیها به محضر مبارک رسول خدا صلی الله علیه وآله مشرف شدیم و او را در حالی که شدیدا گریه می کرد مشاهده نمودیم به او گفتم: پدر و مادرم به فدایت، چه چیزس شما را به گریه واداشته است؟
حضرت فرمود: ای علی در شب معراج که به آسمان  رفتم، زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم بطوری که آنها را نشناختم. از همین رو برای آنچه از شدت عذاب آنها دیدم گریان هستم بعد فرمود:

  1. زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودند، و مغز سرش می جوشید.
  2. زنی را دیدم که به زبانش آویزان بود، و حمیم در حلق او می ریختند.
  3. زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید.
  4. زنی را دیدم که دو پایش به دستهایش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند.
  5. زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود.
  6. زنی را دیدم کر و کور و لال، در حالی که در تابوتی از آتش، مغز سرش از خارج می شد و بدن او به صورت جذام و برص می بود.
  7. زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند، در حالیکه در تنوری از آتش بود.
  8. زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسیله ی قیچی هایی از آتش جدا می کردند.
  9. زنی را دیدم که صورت و دستهایش آتش رفته، در حالیکه روده هایش را می خورد.
  10. زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدن او بدن الاغ، و بر او هزار هزار انواع عذاب بود.
  11. زنی دیدم بصورت سگ که آتش از عقب او خارج می شد و ملائکه با گرز آهنینی از آتش بر سر و بدنش می کوبند.


ادامه مطلب

پنجشنبه 27 بهمن 1390

فقط برای تو

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :حجاب ،

تصمیم گرفت
و خودش پا به میدان گذاشت:
«خودم خواستارم، پس خودم می پسندم
همه را نگاه کرد و خیلی ها را پسندید.
اما همه از کسی تعریف می کردند که پشت ویترین نبود.
سوالها ذهنش را بارانی کردند:
اگر زشت است، چرا پوشش؟
اگر زیباست، پس کو نمایش؟
پس چطور مقایسه کنم؟
آخر باید نمایشی باشد!
یاد حرف مادر افتاد:
«کسی را انتخاب کن که فقط برای تو باشد


چهارشنبه 26 بهمن 1390

هوس

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :حجاب ،

هوسی به دل رهگذر افتاد،
هوس چیدن، هوس داشتن.
در آن میان تنها یکی از هوس در امان بود؛
کسی که به رغم بودنش، آرام بود و با وقار.
غنچه، چقدر زیبا حضورش را به اثبات می رساند.
وقتی که زیبایی اش را در درون حفظ می نمود.


یکشنبه 23 بهمن 1390

مگس

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :حجاب ،

خیلی ها آمدند و سلامش کردند.
خیلی ها زود صمیمی شدند و ابراز دوستی کردند.
آخر سعی کرده بود زیباترین باشد.
اما زیبایی رفت! آنها هم رفتند و تنها شد.
کتابی را که پدر سالها پیش به او هدیه داده بود،
برای اول اولین بار، باز کرد؛ برایش نوشته بود:
این دغل دوستان که میبینی
مگسانند دور شیرینی


چهارشنبه 5 بهمن 1390

زیبایی

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :حجاب ،

زیباییش را به رخ می کشید
وقتی که صد یاقوت شیرین را به دامان گرفته بود.
دخترک ایستاد و نگاهش کرد
که دستان جوان، چطور احاطه اش می کند
فشار می دهد و شیرینی یاقوت هایش را مزمزه می کند
شیرینیش که تمام می شود، به زمین می افتد
و جوان بدون اعتنا رهایش می کند.
حالا نه زیبایی مانده و نه شیرینی
و بیچاره انار! که جایگاهش زباله دان شهر خواهد بود.


دوشنبه 3 بهمن 1390

ملعبه

   نوشته شده توسط: M A S A    نوع مطلب :حجاب ،

بادبادک در آسمان می چرخید و تکه مقوای رنگی اش را به تماشاچیان نشان می داد.

وقتی احساس کرد ملعبه چشمانشان شده

زیر لب به زمزمه گفت: ای کاش تن به آراستن نمی دادم...


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic